X
تبلیغات
جاده های انتظار
جاده های انتظار



فقط یک پلک با من باش

فقط یک پلک با من باش نمیخوام از کسی کم شی

ازت تصویر میگیرم که رویای یه قرنم شی

فقط یک پلک با من باش بگم سر تا سرش بودی

به قلبم حمله کن یک بار بگم تا آخرش بودی

نمیشی عشق ثابت پس بیا و اتفاقی باش

یه فصل و که نمی مونی تو یک لحظه اقاقی باش

نمیشه با تو که خوبی به ظاهر هم کمی بد شد

به آدم های شهرت هم علاقه مند باید شد

دارم یه قصه میسازم از این تنهایی بی تو

بیا بشکن روایت رو تو نقش تازه وارد شو

کجای نقطه پایان میخوای تو فال من باشی

نخواستم بگذرم از تو که تو دنبال من باشی

اگه قلبت یه جا دیگست با چشمات صحنه سازی کن

اگه گیری نمیتونی  توی دو نقش بازی کن  

نمیشی عشق ثابت پس بیا و اتفاقی باش

یه فصل و که نمی مونی تو یک لحظه اقاقی باش


جمعه بیست و هشتم تیر 1392 |

 

احساس

هیچ چیز لذت بخش تر از این نیست که یک نفر احساست رو بفهمه

بدون اینکه بخوای به زور بهش حالی کنی . . .


جمعه بیست و هشتم تیر 1392 |

 

بی تو

چــه دمــدمــے مـزاج شـده احـساســم

گـــاهـے آرام . . .
گـــاهـے بــارانـے . . .
چه بـے ثـبـاتــم بـے تـ ـ ـو!!!!


جمعه بیست و هشتم تیر 1392 |

 

عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز.........

دخترک رفت ولی زیر لب این چنین می گفت: او حتما پی معشوق خودش می آید!

پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:حتما که پشیمان می شود!بر می گردد!!

عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز.........


جمعه بیست و هشتم تیر 1392 |

 

دلدادگی

امـتـداد بـازوانـت مـی شـود انـتـهـای دلـدادگـی …

مـی شـود هـمـان گـوشـه دِنـجـی که راحـت مـی تـوان جان داد …


جمعه بیست و هشتم تیر 1392 |

 

تو خواهی بود.......

آهاے همیشگے ترینم!
تمام فعل هاے ماضے ام را ببر..
چہ در گذر باشے
چہ نباشے
براے من استمــــــــــــــــــــــــــــــــــــرارے
خواهے بود..

من هر لحظه تو را صرف مے کنم!


سه شنبه هجدهم تیر 1392 |

 

رهایم کن....


پر از غمهاست این قلبم
مرا در آغوش خویش میکشد هر دم
تمام خاطرات تو!!!
رهایم میکند امادوباره یاد تو ای عشق
به تاریکی محضم میبرد با غم!!!
هجوم سایه های تیره ی تردید
که آیا تو مرا دوست میداری هنوز هم؟؟
مرا با خود به مرداب خیالت فرو میبرد عشقم!!!
رهایم کن!!!
بگذار تمام یاد عشقت را بسپارم
به دست این سیه چال سیاه و سرد
که شاید بدای آخرین بار بگویم
فراموش کن من را
ببر از یاد من را وبکن این بار فراموشم!!!

سه شنبه چهاردهم خرداد 1392 |

 

تقصیر از ما نیست...


غریب است دوست داشتن و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...
وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده ؛ به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر ، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر ، ما بی رحم ‌تر .

تقصیر از ما نیست ؛ تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند...


سه شنبه چهاردهم خرداد 1392 |

 

صادق بودن



پنجشنبه نهم خرداد 1392 |

 

راحت ازش نگذر.......

ﺍﮔﻪ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺗﻮ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﺩﺳﺖ

ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﺟﺰ ﭘﺪﺭ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﺵ ﮔﺮﻓﺖ.
ﺍﮔﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﮐﻠﻤﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺭﻭ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﮔﻔﺖ.

ﺍﮔﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﺮﺩ....

ﺍﮔﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﺨﺎﻃﺮ * ﺗﻮ* ﭘﺎﮔﺬﺍﺷﺖ ﺭﻭ ﻏﺮﻭﺭﺵ.

ﺍﮔﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﻃﻌﻢ ﺑﻮﺳﻪ ﺭﻭ ﺣﺲ ﮐﺮﺩ .…

اگه برای اولین بار توی آغوشت خوابید...

ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﻭﺟﺪﺍﻧﺖ ﻗﺪﺭ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺍﯾﻦ* ﺍﻭﻟﯽ*ﻫﺎ ﺭﻭ ﺑﺪﻭﻥ!

ﺍﻭﻥ * ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﻮ* ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﺭﻭ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ!.

ﺭﺍﺣﺖ ﺍﺯﺵ ﻧﮕﺬﺭ...


یکشنبه پنجم خرداد 1392 |

 

عشق یعنی....


عشق یعنی مستی ودیوانگی
عشق یعنی باجهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تاسحر

عشق یعنی سجده ها باچشم تر

عشق یعنی سربه دار آویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی درجهان رسواشدن

عشق یعنی مست وپی پرواشدن

عشق یعنی سوختن یا ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

عشق یعنی انتظاروانتظار

عشق یعنی هرچه بینی عکس یار

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی درفراقش سوختن

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی لحظه های ناب ناب


جمعه سوم خرداد 1392 |

 

به سلامتی..

+به سلامتیه اونے که تو عصبانیت خواست آرومم کنه....
هر چے از دهنم درومد بهش گفتم....
آخرش فقط گفت :
بهترے ؟! ..


دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392 |

 

زنده ای

تپش قلب و نفس کشیدن ملاک نیست!
اگر هنوز توی دلت آرزوهایی هست که
از فکرِ رسیدن بهشون سر ذوق میای،
"زنده ای"!


دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392 |

 

حیف است....

هرکس که نداند و نداند که نداند

در جهل مرکب ابدالدهر بماند


هرکس که نداند و نخواهد که بداند

حیف است چنین جانوری زنده بماند


دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392 |

 

امشب

امشب....

بزن به سلامتیه: آرزوهایی که هیچگاه لمس نکردی،

بزن به سلامتیه: عشقی که طالعش با تو نبود و هنوزم دوستش داری،

بزن به سلامتیه: شبهایی که تو در تنهایت گریه کردی و ندونستی چرا،

بزن به سلامتیه: دوستانی که از پشت خنجر زدند،

بزن به سلامتیه: اون که گفت دوستت داره اما تا آخرش باهات نموند........


پنجشنبه هشتم فروردین 1392 |

 

عقل وعشق

جاذبه خاک به ماندن می خواند

وآن عهد باطنی به رفتن...

عقل به ماندن می خواند و عشق به رفتن...

و این دو را خدا آفریده تا وجود انسان در آوارگی و حیرت میان عقل و عشق معنا شود..........


جمعه بیست و پنجم اسفند 1391 |

 

نخند

نخند..

نخند..

نخند به پسرک کفاشی که نان آور خانه است و بجای کیف قاپی،کفش آدم های پولدار را برق می اندازد...!!!


جمعه بیست و پنجم اسفند 1391 |

 

داستان خلقت زن (حتما بخوانید)

از هنگامی که خداوند مشغول خلق زن بود، شش روز می‌گذشت.
فرشته‌ای ظاهر شد و گفت: "چرا این همه وقت صرف این یکی می‌فرمایید؟"
خداوند پاسخ داد:
"دستور کار او را دیده‌ای‌؟
باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند.
باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند.
دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جایش بلند شد ناپدید شود.
بوسه‌ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند."
فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد.
"این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید."

خداوند گفت :
"نمی شود!!
چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است، تمام کنم.
از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند،
یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد."
فرشته نزدیک شد و به زن دست زد.
"اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی."
"بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده‌ام.
تصورش را هم نمی‌توانی بکنی که تا چه حد می‌تواند تحمل کند و زحمت بکشد."
فرشته پرسید :
"فکر هم می‌تواند بکند؟"
خداوند پاسخ داد :
"نه تنها فکر می‌کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد."
آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد.

فرشته پرسید :
"اشک دیگر برای چیست؟"
خداوند گفت:
"اشک وسیله‌ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا‌امیدی، تنهایی، سوگ و غرورش."
فرشته متاثر شد:
"شما فکر همه چیز را کرده‌اید، چون زن‌ها واقعا حیرت انگیزند."
زن‌ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می‌کنند.
همواره بچه‌ها را به دندان می‌کشند.
سختی‌ها را بهتر تحمل می‌کنند.
بار زندگی را به دوش می‌کشند،
ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می‌پراکنند.
وقتی خوشحالند گریه می‌کنند.
برای آنچه باور دارند می‌جنگند.
آنها می‌رانند، می‌پرند، راه می‌روند، می‌دوند که نشانتان بدهند چه قدر برایشان مهم هستید.
قلب زن است که جهان را به چرخش در می‌آورد
زن‌ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند و می‌دانند که بغل کردن و بوسیدن می‌تواند هر دل شکسته‌ای را التیام بخشد.
کار زن‌ها بیش از بچه به دنیا آوردن است،
آنها شادی و امید به ارمغان می‌آورند. آنها شفقت و فکر نو می‌بخشند
زن‌ها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند.
خداوند گفت: "این مخلوق عظیم فقط یک عیب دارد!"
فرشته پرسید: "چه عیبی؟"

خداوند گفت:

"قدر خودش را نمی داند . . ."


پنجشنبه هفدهم اسفند 1391 |

 

به سلامتی

به سلامتی تمام لحظه هایی که قربانی غرور تو شد

به سلامتی لبخندی که حسرتش به دلم ماند

به سلامتی روزهای خوشی که هرگز نخواهیم داشت...

یک جام پر از غصه به سلامتی تو که هنوز دوستت دارم


جمعه بیست و هفتم بهمن 1391 |

 

غرور

محـــکم تر از آنم که برای تنــها نــبودنم ،

آنچه را که اســـمش را غــرور گذاشته ام ،

برایت بــه زمیـــن بکوبــم


جمعه بیست و هفتم بهمن 1391 |

 


بعدازمن اگرروزی بغض گلویت رافشرد
پای احساست اگربرسنگ خورد
یااگریک روز دستان تو هم
گرمی دست کسی رادر میان خود ندید
و ندر آن هنگام تلخ
که فضای سینه ات جز آه آتشناک
چیزی را نمی داد گذر
یادی از این عاشق افسرده کن
بعدازمن اگر زین کوچه ها
مردتنهایی گذشت
درنگاه او اگربرق نیاز
بر دو پایش پینه بود
یادی ازاین خسته ی دلمرده کن
روزگاری بعدازاین شاخه خشکی اگردیدی به باغ
بلبل افسرده ای دیدی به شاخ
یادی از این شاعر پژمرده کن
گر شبی تنها شدی در خلوتی
یافتی از بهر گریه مهلتی
لیک اشکی گونه ات را تر نکرد
درد خود را با خدا گفتی ولی باور نکرد
روزگاری بعداز این گر تو هم عاشق شدی
یاد کن از من که دیگر نیستم........!!!!!!

aloneswallow40@yahoo.com

 

درد دل

 

 

تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
آبان 1391
خرداد 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390

 

فقط یک پلک با من باش
احساس
بی تو
عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز.........
دلدادگی
تو خواهی بود.......
رهایم کن....
تقصیر از ما نیست...
صادق بودن
راحت ازش نگذر.......

 

هستی
کفشدوزک
کلبه من
ماشین های مدروز
سنگرسازان بی سنگر
یاتویاهیچکس
حقایق آخرالزمان در پشت پرده سیاستها
شایسته
محب
بزم نامردان
دخترآسمان
بهترین من
سلام زندگی شیرین من
دهکهان
وبلاگ نیلوفر
سمت خدا
آزادی،دوستت دارم
منم زکریای رازی.....
سجاد
غریب
مژن آباددیاری قدیمی
تنهایی خیلی قشنگه
شرح حال یه تنها
نفس
گرنیک
ورود ممنوع!
مهربون
barna
MY LOVE
کنعانیان
پیش،مابیا
غریب آشنا
منتظر یه اتفاق خوب
تنهایی وبیکسی
دلنوشته های دختربارانی
جاده ی دلتنگی
سرد سبز
عجیب ولی واقعی
پری دریایی

 

اس.ام.اس عاشقانه